تبليغاتX
رسانه نگاری و مدیریت رسانه - منبع امتحان ؛ مبانی سازمان و مدیریت ؛ مدل معماری سازمان 7

رسانه نگاری و مدیریت رسانه

من یاد می گیرم ؛ پس هستم ! . . .

۷. مرحله هفتم مدل معماری سازمان؛ ایجاد باور:

۷.1.   در این مرحله ،ادراک اولیه به تکامل و عمق خواهد رسید. پس از آن که در همه ذی نفعان و افراد درگیر بامدیریت مورد نظرمان ، ــ مانند کارمندانمان ، مشتری های کالاها یا خدمات سازمانمان ــ  ادراک ایجاد کردیم و به آن ها شناخت دادیم ، باید آن ها را به باور هم برسانیم.

۷.2.   برای روشن شدن این مرحله و دو مرحله پیش مثالی روشنگر می آورم:

همه ما می دانیم و ادراک و شناخت لازم را داریم که از مرده کاری ساخته نیست ؛ اما چند نفر از ما حاضریم که با یک مرده شبی را تا صبح با خیال راحت بخوابیم ؟ با خیال راحت بدین معنا است که اگر حتی در جایی تنهای تنها ، ما باشیم و جناب مرده ! خم به ابرو نیاوریم ، و مثلا اگر شب از خواب برخاستیم و خواستیم برویم بیرون و ناگهان لباسمان به جایی گیر کرد و از پشت کشیده شد ، در جا همسفر مرده محترم نشویم ! اگر سرسوزنی ناآرامی در وجودمان رخنه کرد ، معنایش آن است که دانسته هایمان به باور تبدیل نشده اند. به مثالی واقعی توجه کنید:

چندی پیش در یکی از روزنامه های مصری خواندم که مردی فوت کرد و پس از تشییع جنازه ــ ظاهرا پیش از آن که کامل خاک برسرش بریزند و ارتباط او را با این دنیا قطع کنند ــ ناگهان مرده برمی خیزد !

در چشم برهم زدنی ، تمام قبرکن‏ها و خاک برسرکن‏ها و زارزن‏ها پا به فرار می‏گذارند ؛ اما این همه ماجرا نیست. مرد بیچاره با عجله خود را به خانه می‏رساند تا زن و بچه اش را که برسر و روی خود می‏زدند و در فراق او می‏سوختند ، خوشحال کند ؛ اما ادراک و شناخت سالیان ساله زن و فرزندان از این که این مردی که در آستانه در می‏بینیم ، همان است که سال‏ها با او زیسته ایم ، به باور تبدیل نشد ! و به محض رؤیت مرد در آستانه در ، زن و دختر و پسر و داماد او درجا همسفر آخرت شدند.

این رخداد افسانه نیست و مربوط به عصر و زمان خود من و شما است و به خوبی روشنگر بحث ما است.

اگر کارمندان و اعضای یک سازمان فعالیت های مدیریتی در آن سازمان را باور نکنند ، هرگز تغییر و تحولی صورت نخواهد گرفت و هیچ برنامه و تصمیمی به نتیجه نخواهد رسید؛ اگر مدیران یک جامعه به فعالیت های سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی خود باور راسخ نیابند ؛ و اگر اعضای یک جامعه به فعالیتی مدیریتی ایمان نیاورند ، هرگز آن تلاش به نتیجه نخواهد رسید و نتیجه هزینه کردن هزاران هزار ملیارد پول و تلاش هزاران نیروی انسانی  « هیچ » ، فقط هیچ خواهد بود.

ادراک و شناخت عمیق و همه جانبه ای که تمام مراحل قبلی را به طور کامل و فراگیر پشت سر گذاشته باشد ، به باور تبدیل خواهد شد.

رسیدن به این باور سرنوشت ساز کار مدیریتی بسیار می خواهد:

چشم انداز ملموس ، مأموریت قابل فهم ، برنامه ریزی جامع ، سازماندهی مناسب، بودجه بندی آشکار و توجیه پذیر ، ارائه محرک های واضح و حرکت آفرین ، اطلاعات دقیق و جامع ، بیان دقیق و روشن دلایل و الزامات هرنوع فعالیت مدیریتی و ادراک ملموس آن ، و . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 2:7  توسط عطاء الله ابطحی  |